Monday, August 31, 2009

اعتراضات شبانه مردم با بانگ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

اعتراضات شبانه مردم در مناطق مختلف تهران با بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور ادامه دارد.
اعتراضات شبانه مردم تهران که هر شب از ساعت 22:00 شروع می شود و مردم با قرار گرفتن بر پشت بام منازل ،درکوچه ها و خیابانهای فرعی با بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور ادامه یافت.
در اکثر مناطق صدای اعتراضات مردم به گوش می رسد که از جملۀ آنها مناطقی مانند ؛ توحيد ،‌جمهوري ، ونك ، پارك وي ، تجريش ، رسالت ، آزادي ، ميرداماد ، صادقيه ، تهران پارس ، شهرك غرب ، فرمانيه ، شمس آباد،‌گيشا می باشد.
شدت اعتراضات شبانه در مناطقی مانند میرداماد و گیشا نسبت به سایر مناطق بیشتر بود. این اعتراضات تا ساعت 22:30 یافت.

Sunday, August 30, 2009

شعار مرگ بر روسیه و سوریه در روز قدس

یکی از خوانندگان: هموطنان عزیز به روز موسوم به قدس که از میراث شوم خمینی به حساب می آید نزدیک میشویم که این خود فرصتی است برای ابراز مخالفت با رژیم کودتاگر لذا در شعار هایمان این مخالفت ها را به گوش جهانیان برسانیم. وقتی از بلند گوی استبداد گفته می شود مرگ بر اسرائیل ما بگوئیم مرگ بر سوریه و وقتی گفته می شود مرگ بر آمریکا ما بگوئیم مرگ بر روسیه

Saturday, August 29, 2009

هشدار ایمنی


با سلام- با توجه به اطمینانی که اینجانب دارید، لطفا این توضیح را خطاب به آقای "بابک داد" خبرنگاری که جانش درخطر است و دیگرانی که وضعی مشابه او دارند منتشر کنید:

درمورد استفاده از موبایل این نکته را بدانند که حتی اگر موبایل خاموش هم باشد می توانند با کمک سیستم های شنود و نرم افزارهایی که دارند محل دارنده موبایل را پیدا کنند.

عموما فکر می کنند، اگر موبایلشان را خاموش کنند کسی نمی تواند به اطلاعات گوشی یا محل فرد پی ببرد، ولی اینطور نیست. پردازنده هایی که در موبایل ها هست با جریان هایی در حد "نانو آمپر" هم کار می کند. بنابراین، با ارسال کدهایی می توان فرستنده موبایل را فعال کرد و به اطلاعات گوشی و محل فیزیکی فرد پی ببرد. این همان اشتباهی است که آقای سحرخیز کرد. سیستم شنود "نوکیا" هم احتمالا مکانیسمی شبیه به این دارد. کسانی که به طور خاص تحت تعقیب هستند بیشتر در معرض این خطر قرار دارند. بهترین راه، بیرون آوردن باطری موبایل به همراه کارت، در زمانی است که از آن استفاده نمی شود.


کودتاچی ها درمحاصره چشم و گوش یک ملت

کشف یک بازداشتگاه کودتا

در خیابان شریعتی، نبش میرداماد

Thursday, August 6, 2009

جعفر پویه

تعویق مراسم خودزنی

افتضاح سیاسی برآمده از بیدادگاه برگزار شده دادستانی انقلاب به اندازه ای است که آنها مجبور شدند جلسه بعدی این مضحکه که بنا بود دیروز (پنج شنبه) برگزار شود را به شنبه آینده موکول کنند. نمایش مفتضحی که بیدادگاه انقلاب با خودزنی افراد سرشناس برگزار کرد، بیش از آنکه جلسه دادگاهی نمایشی به سبک رژیم ولایت فقیه باشد، نمایش قدرت دستگاه جهنمی تواب سازی آن در وادار کردن دستگیرشدگان به خودزنی بود. ترس از اعتراضات خیابانی مردم، دستگاه شکنجه و زندان رژیم را وادار کرد تا به جای برگزاری دادگاه و محاکمه متهمان، افراد سرشناس دستگیر شده را وادار به اعتراف علیه خود کند و جلسه دادگاه را با سناریوی شکنجه گران پیش ببرد.

به دلیل رسوایی بیش از اندازه این افتضاح، برگزار کنندگان آن تصمیم گرفتند این نمایش مضحک را اندکی به تعویق بیندازند تا از موج اعتراضی که در بین اقشار مختلف در داخل و خارج کشور نسبت به آن برانگیخته اند اندکی کاسته شود.

اما دروغ و دغل شکنجه گران و تواب سازان آنجا معلوم می شود که دلیل این تعویق را چیزهایی اعلام می کنند که در حد و اندازه بیدادگاه های رژیم ولایت فقیه نیست. خبرگزاری حکومتی ایرنا که این خبر را از قول یک مقام آگاه که نام اش را نمی برد اعلام کرده، مدتی بعد به نقل از اطلاعیه شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی مرکز می نویسد: "با توجه به اينکه بيش از 10 نفر از وکلاي متهمين اغتشاشات اخير که در نوبت محاکمه روز پنج شنبه مورخ 5/88/15قرار دارند پس از ابلاغ کيفرخواستهاي انفرادي، وکلاي مربوطه جهت تدارک دفاعيه حداقل تا صبح شنبه 5/88/17تقاضاي استمهال و تجديد وقت نمودند دادگاه با عنايت به درخواست وکلا و در جهت رعايت هرچه بيشتر حقوق دفاعي آنان، وقت رسيدگي روز پنج شنبه مورخ 5/88/15را با اعطاي 2 روز مهلت به روز شنبه مورخ 5/88/17ساعت 8 صبح موکول نمود."

اما این دروغ نسبت داده شده به وکلای دستگیر شدگان آنقدر بی پایه و اساس است که هیچ شنونده ای آنرا باور نخواهد کرد. زیرا از زمان بازداشت افراد نامبرده تا کنون آنها حتا اجازه ملاقات با بستگان خود را نیافته اند چه برسد به ملاقات وکیل! و یا بنا به گفته خانواده های دستگیر شدگان، آنان از زمان دستگیری تا کنون زیر شدیدترین شکنجه ها قرار داشتند تا به آنچه بازجوها و شکنجه گران رژیم ولایی می خواهند اقرار کنند. هیچ وکیلی تا کنون موفق به دیدار با موکل بازداشت شده خود نشده که هیچ، وکیل بعضی از دستگیرشدگان نیز به دلیل اعتراض به رویه بیدادگاه انقلاب اسلامی دستگیر و زندانی شده اند. هوشنگ بابایی، وکیل تاج زاده، میردامادی و بهزاد نبوی به خبرگزاری ایلنا می گوید: "به دلیل فراهم نبودن مقدمات قانونی دادرسی و به درخواست خانواده های موکلان خود، فردا در جلسه دادگاه حضور نخواهم یافت."

وی در ادامه گفت: "همچنین با توجه به اینکه از مقدمات قانونی دادرسی، ملاقات با موکلان در زندان، مطالعه پرونده و فرصت لازم جهت دفاع از موکلان است و این موارد رعایت نشده است، در جلسه دادگاه حضور نخواهم یافت."

این تنها اظهارات یکی از وکلای دستگیر شدگان است. بی قانونی ای که مروج آن دستگاه قضایی رژیم ولایت فقیه است و به همان قانون ضدانسانی خود نیز پایبند نیست، یکی از دلایل این افتضاح سیاسی ست. جلسه گذشته به حدی بی آبرویی برای رژیم به بار آورد که مجریان این مضحکه در چگونگی جمع کردن آن درمانده اند.

Wednesday, August 5, 2009

آیت‌الله منتظری

مردم دادگاه‌های نمایشی را با دادگاه‌های استالین و صدام مقایسه می‌کنند


آیت‌الله حسینعلی منتظری پخش اعتراف‌های شخصیت‌های منتقد جمهوری اسلامی را غیرشرعی، غیرقانونی و غیراخلاقی دانست.

این مرجع تقلید شیعیان گفت که «اين گونه اقرارها و اعتراف‌گيرى‌ها كه متأسفانه سال‌هاست در جمهورى‏ ‏اسلامى رایج شده و در زندانهاى غيرقانونى و در شرايط كاملا‏ ‏غيرعادى و با فريب و تهديد زندانى و قطع نمودن رابطه او با‏ ‏واقعيت‌هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته‏ ‏مى‎شود، بكلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منكرات و گناهان‏ ‏بزرگ به حساب مى‎آيد».

وی افزود که این نوع دادگاه‌ها «از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى» است و ‌«مباشران و متصديان و آمران آنها بايد محاكمه و تعزير شوند، و از‏ ‏طرفى هيچ محكمه صالحى نبايد و نمى تواند كسى را بر اساس اين گونه‏ ‏اعترافات و مصاحبه ها محكوم به حكمى نمايد».

آیت‌الله منتظری از دست‌اندرکاران حکومت خواست «تا حقوق تضييع شده‌ی مردم در انتخابات‏ ‏جبران شود و اعتماد از دست رفته برگردد و كارى كنند تا مردم راضى‏ ‏شوند». وی گفت که نباید پس از سركوب و زندانى‌کردن صدها نفر از مردم‏ ‏معترض، اقدام به انجام عمل غیرقانونی ديگرى كرده و «افراد و شخصيت‌هايى كه به‏ ‏خدمتگزارى به انقلاب و نظام و مردم شناخته شده‌اند و هر كدام سال‌ها در‏ ‏مسئوليت‌هاى حساس خدمت نموده‌اند را زندانى نموده و آنان را در‏ ‏شرايطى قرار دهند تا مجبور شوند در دادگاه نمايشى و فرمايشى‏ ‏بر خلاف عقائد و افكار خود و مطابق ميل حاكمان صحبت كنند».

وی افزود که نباید این افراد را‏ به اعتراف به «‏خيانت و به گناهان نكرده‌اى» واداشت كه «هيچ سنخيتى با آنان ندارد و‏ ‏هيچ انسان عاقلى آن را قبول نمى‌كند».

آیت‌الله منتظری در نامه‌ی سرگشاده‌ی خود گفت: «‏چرا كارى مى‎كنند تا مردم دادگاه‌هاى آنها را با دادگاه‌هاى استالين و‏ ‏صدام و ساير ديكتاتورها مقايسه نمايند؟»

از نظر آیت‌الله منتظری «بر‏ ‏حسب قانون اساسى، كشور متعلق به همه‌ی مردم است و آنان حق دارند به‏ ‏وسيله‌ی تجمعات آرام و جرائد و حتى راديو و تلويزيون نظرات خويش را‏ ‏ابراز نمايند‌‌‌‌‌».

وی در نامه‌ی خود می‌پرسد: «چرا راديو و تلويزيون فقط در اختيار حاكميت است؟ و چرا‏ ‏تجمعات آرام و متين مردم ، چماق و بازداشت و شكنجه و محاكمات‏ ‏كذايى را در پى دارد؟»

وی در پایان یک بار دیگر همدردی خود را با خانواده‌های قربانیان و زندانیان رویدادهای پس از انتخابات اظهار داشت.

Monday, August 3, 2009

مهدی محمودیان

بچه ها چرا غمگینید؟!

بچه ها چرا یک گوشه نشسته اید؟ چرا غمگینید؟ مگر چه شده است؟

آهان، حتما به یاد نداها هستید؟ به یاد سهراب ها هستید؟ به یاد اشکان ها و محمدها غمگینید؟

نکند به یاد عزیزان در بندتان اینگونه زانوی غم بغل کرده اید؟

نکند دلتان برای جنب و جوش نورمحمدی تنگ شده است؟ نکند برای خنده های حمزه و یا شوخی های حسین موسوی دلتان تنگ شده است؟

نکند به یاد خنده های شهاب عزیز، یا توجیه های تاج زاده برای شرکت در انتخابات و یا یاد سعید شریعتی دلتان را غمگین کرده است؟

نمی دانم شاید برای کوه رفتن با صفایی فراهانی دلتان تنگ شده است یا برای شیرکوند عزیز و یا برای خدایاری مهربان دلتان تنگ شده است؟

شاید هم دلتان حزب می خواهد و دور هم جمع شدنهای قشنگ آن روزها؟

بچه ها، می دانید که دوستان و عزیزانمان برای چه هدفی در سیاه چالهای تاریک اندیشان، گرفتارند؟
بچه ها یادتان است همه تلاشهایمان برای چه بود؟
یادتان هست دردمان در حزب این بود که چرا نمی توانیم دمکراسی را برای مردم ترجمه کنیم؟
یادتان هست قصه می خوردیم و رنج می کشیدیم از اینکه مردم چرا برای آزادی فریاد نمی کشند؟
یادتان هست قصه می خوردیم چرا مردم برای گران شدن روغن نباتی فریاد می کشند و برای آزادی نه؟
یادتان هست........

بچه ها یادتان هست هدفمان چه بود؟ یادتان هست می خواستیم دمکراسی، حقوق بشر و.... را در جامعه گسترش دهیم؟
بچه ها یادتان است، هدفمان رسیدن به ایرانی بود که دغدغه مردمش آزادی باشد و دمکراسی و خواسته شان حقوق بشر؟ یادتان هست؟


بچه ها اگر هدفمان این ها بوده است که بوده، پس چرا نشسته اید و زانوی غم بغل کرده اید؟ بچه چرا نشسته اید؟ چرا جشن نمی گیرید؟ چرا سکوت کرده اید؟

این روزها روز جشن و شادی است

گوش کنید! خوب گوش کنید؟ می شنوید؟

"یا مرگ یا آزادی"، برادر شهیدم رای تو پس می گیرم".

خوب گوش کنید:"زندانی سیاسی آزاد باید گردد"

نه!! خوب گوش کن!

این صدای چند صد نفر دانشجو نیست. این صدای چند نفر جوان که از روی سیری فریاد می زنند نیست. این صدای میلیون ها ایرانی سبز اندیش است که فریاد می زنند "الله اکبر".

آنجا را ببین او شجریان است ، آن طرف مجید مجیدی است و آن طرف، بازیکنان تیم ملی هستند، آن طرف را ببین مراجع تقلید هم آمده اند، ببین زن و مرد و پیر و جوان، روحانی، بقال، قصاب، پزشک، نانوا، مهندس. خوب نگاه کن همه آمده اند.

آری این صدای میلیون ها ایرانی است که فریاد می زنند:"زندانی سیاسی آزاد باید گردد."

بچه ها باور کنید ما به هدفمان رسیده ایم.

بچه ها باور کنید امروز حقوق بشر و دمکراسی فقط خواست ما نیست.

خوب ببینید آنجا خانه نانوا است، آنجا خانه قصاب است، آنجا خانه خیاط است، گوش کنید:"یا مرگ یا آزادی"

بچه ها بخدا ما پیروز شدیم. این صدای الله اکبر از حلقوم خونی ندا می آید. این صداها از سینه های سوراخ سوراخ شهیدانمان بیرون می آید، گوش کنید "یا مرگ یا آزادی"

بخدا من صدای تاج زاده، میردامادی، سلیمانی و خدایاری را می شنوم. گوش کنید صدای سعیدها و حسین ها را. نمی شنوید در کوچه ها فریاد یا مرگ یا آزادی سر می دهند؟ خوب گوش کنید.

بچه ها می بینید تاج زاده ها را حجاریانها و رمضان زاده ها را، دیدید نداها و سهراب ها را، حالا نوبت ماست.

بچه ها ما باید دوباره پیشقدم باشیم. مردم آمده اند و با خونشان آهنگ زیبای "یا مرگ یا آزادی" را سروده اند. نوبت ماست این بار برای تحقق دمکراسی و حقوق بشر در ایران قدمی بزرگ تر برداریم.

حزبمان را بسته اند اما باید خانه هایمان را به دفاتر حزب تبدیل کنیم و هر کداممان می توانیم یک میردامادی باشیم، هر کداممان می توانیم یک رمضان زاده باشیم و حجاریان، و باید باشیم.

بچه ها باید خود را برای روز پیروزی نهایی آماده کنیم.

شب هرچه سیاه تر باشد سحر دلپذیرتر است.